امام جعفر صادق (ع) از فرصت‌های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف درست اسلام استفاده می‌برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه‌های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال‌های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می‌شد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط امام جعفر صادق (ع)  فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراه‌های جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است. بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه‌ها از امام صادق(ع) نقل شده  و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می‌شود.

به گزارش ایسنا، ۲۵ شوال سال ۱۴۸ هجری قمری مصادف است با سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) ایشان در سن ۶۵ سالگی توسط منصور دوانیقی، خلیفه عباسی مسموم شد و به شهادت رسیدند.

نام‌ها و القاب امام جعفر صادق (ع) :

معروف‌ترین لقب امام ششم، صادق به معنی راستین و راستگو است و القاب دیگر او عبارتند از:

– فاضل (دارای فضیلت و برتری)

– قائم (به معنی ثابت و پایدار، قیام کننده، برپا و استوار)

– کامل (و او کسی است که از عیب‌ها منزه و دور و برکنار است)

– منجی (نجات بخش و رستگار کننده، عامل رستگاری و نجات)

– کلمه الحق (سخن حق)

– لسان الصدق (راستگوی در سخن، گویای راستی)

– صابر (بردبار)

شرایط خاص فرهنگی در زمان امام جعفر صادق (ع) :

از نظر فکری و فرهنگی عصر امام صادق (علیه السلام) عصر جنبش فکری و فرهنگی بود. در آن زمان شور و شوق علمی بی سابقه‏ای در جامعه اسلامی به وجود آمده بود و علوم مختلفی اعم از علوم اسلامی همچون:

علم قرائت قرآن، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه، علم کلام، یا علوم بشری مانند: طب، فلسفه، نجوم، ریاضیات و پدید آمده بود، به طوری که هر کس یک متاع فکری داشت به بازار علم و دانش عرضه می‌کرد. بنابراین تشنگی علمی عجیبی به وجود آمده بود که لازم بود امام به آن جواب گوید. عواملی را که موجب پیدایش این جنبش علمی شده بود می‌‏توان بدین نحو خلاصه کرد؛

* آزادی و حریب فکر و عقیده در اسلام. البته عباسیان نیز در این آزادی فکری بی تاثیر نبود؛ اما ریشه این آزادی در تعلیمات اسلام بود، به طوری که اگر هم عباسیان می‌خواستند از آن جلوگیری کنند، نمی‌‏توانستند.

* محیط آن روز اسلامی یک محیط کاملاً مذهبی بود و مردم تحت تاثیر انگیزه‏های مذهبی بودند. تشویقهای پیامبر اسلام به کسب علم، و تشویقها و دعوتهای قرآن به علم و تعلیم و تفکر و تعقل، عامل اساسی این نهضت و شور و شوق بود.

* اقوام و مللی که اسلام را پذیرفته بودند نوعاً دارای سابقه فکری و علمی بودند و بعضاً همچون نژاد ایرانی (که از همه سابقه‏ای درخشانتر داشت) و مصری و سوری، از مردمان مراکز تمدن آن روز به شمار می‌‏رفتند. این افراد به منظور درک عمیق تعلیمات اسلامی، به تحقیق و جستسجو و تبادل نظر می‌‏پرداختند.

*تسامح دینی یا همزیستی مسالمت‏آمیز با غیر مسلمانان مخصوصاً همزیستی با اهل‏کتاب مسلمانان، اهل را تحمل می‌کردند و این را برخلاف اصول دینی خود نمی‌‏دانستند. در آن زمان اهل کتاب، مردمی دانشمند و مطلع بودند. مسلمانان با آنان برخورد علمی داشتند و این خود بحث و بررسی و مناظره را به دنبال داشت.

امام جعفر صادق (علیه السلام) تلاش و کوشش خود را با مساعی علمی آغاز و حوزه فکری و ثمربخش خویش را که بزرگان فقها و متفکران از آن بیرون آمدند، در صفوف امت، افتتاح کرد و با تربیت شاگردانی دانشمند، ذخیره علمی بزرگی برای امت برجای گذاشت. بعضی از شاگردان نامی آن بزرگوار عبارتند از: هشام بن حکم و مومن طاق و محمد بن مسلم و زراره بن اعین و … که هر یک چهره‌های درخشانی از تربیت شدگان مکتب آن حضرتند. حرکت علمی او آن سان گسترش یافت که سراسر مناطق اسلامی را دربر گرفت و مردم از علم او سخن‌ها می‌گفتند و شهرتش در همه شهرها و دیارها پیچیده بود.

تلاش آن حضرت از طرفی مقابله با امواج ناشناخته و فاسد اوضاع سیاسی عهد امویان و عباسیان بود که انحرافات عقیدتی آن، بیشتر معلول ترجمه کتاب‌های یونانی و فارسی و هندی و پدید آمدن گروه‌های خطرناک از جمله غلات و زندیقان و جاعلان حدیث و اهل رأی و متصوفه بود که زمینه‌های مساعد رشد انحراف را به وجود آورده بودند. امام (علیه السلام) در برابر تمامی آنها ایستادگی کرد و با همه مناظره و مباحثه کرد و خطر افکارشان را برای ملت اسلام افشا نمود و از طرف دیگر، با تلاش‌های خستگی ناپذیر، مفاهیم عقیدتی و احکام شریعت را منتشر ساخت و آگاهی علمی را پراکند و توده‌های عظیم دانشمندان را به منظور آموزش مسلمانان مجهز ساخت.

امام صادق (علیه السلام) مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را در مدینه محل تدریس خویش قرار داد و مردم، دسته دسته از دور و نزدیک به آنجا می‌شتافتند و سوالات گوناگون خود را مطرح و جواب لازم را دریافت می‌کردند. از جمله آنها عبارتند از؛ مالک بن انس و ابوحنیفه و محمد بن حسن شیبانی و سفیان ثوری و ابن عینیه و یحیی بن سعید و ایوب سجستانی و شعبه بن حجاج و عبدالملک جریح و دیگران بودند.

انتهای پیام



ماخذ

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*
Website