رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در سخنرانی خود در پنجمین دور گفت‌وگوی دینی ایران با کنفرانس اسقفان سوئیس، گفت:عقلانیت حکیمانه مانع از خشونت و افراطی‌گرایی می‌شود.

به گزارش ایسنا،حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه  افزود:امروزه در جهانی زیست می‌کنیم که متأسفانه مملو از خشونت و رفتارهای افراط‌ گری است؛دیروز شاهد رفتار وحشیانه نسبت به شیعیان نیجریه بودیم و در گذشته نیز شاهد جنایت‌ها در میانمار بودیم و چند سالی است که شاهد خشونت‌های داعش و همچنین ارتش رژیم صهیونیستی در فلسطین هستیم.خشونت با همه اقسام پنهان و آشکارش، فردی و خانگی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و نظامی، در حکمت اسلامی به عنوان رذیلت معرفی می‌شود. فارابی، نخستین فیلسوف اسلامی، خشونت سیاسی موجود در سیاست‌های استبدادی را رذیلت سیاسی می‌شمارد و ملامهدی نراقی، فقیه و عالم اخلاقی در «جامع‌السعادات» از خشونت رفتاری به عنوان رذیلت اخلاقی یاد می‌کند و «اخوان الصفا» یکی از مکاتب فلسفه اسلامی، خشونت را به عنوان رذیلت فلسفی معرفی می‌کنند.

خسروپناه ادامه داد: خشونت و افراطی‌گری در جهان معاصر هم از سوی برخی از دینداران و هم از سوی سکولارها و مخالفان ادیان، مشاهده می‌شود. جنگ‌های جهانی اول و دوم که میلیون‌ها نفر را به خاک و خون کشاند و میلیون‌ها نفر دیگر را مجروح و بی‌خانمان ساخت؛ زاییده حکومت‌ها و ایدئولوژی‌های سکولار بوده است و دینداران بیش از دیگران از این خشونت‌ها و سیاست‌های افراطی، آسیب دیدند. پس نباید فقط به خشونت‌های دینی نگریست و از خشونت‌های سکولار غافل شد و یا بر عکس تنها خشونت‌های سکولار را دید و خشونت‌های دینی را نادیده گرفت.

وی در ادامه با طرح این پرسش که منشأ خشونت چیست؟ گفت: فلاسفه اسلامی، غضب را منشأ خشونت معرفی می‌کنند. فلاسفه اسلامی از جمله بوعلی بر این باورند که باید غضب را که منشأ خشونت است، به واسطه عقل، کنترل کرد. اما عقلِ کنترل‌کننده غضب چیست؟ عقل در برابر جهل به کار می‌رود و جهل نیز در حکمت اسلامی به معنای نادانی، بی‌سوادی، حماقت، باور خلاف واقع، بی‌تدبیری و بی‌فضیلتی به کار رفته است. بدون شک، همراهی با عقل در برابر همه معانی جهل برای مبارزه با غضب و خشونت، لازم است. اما بیش از سایر معانی جهل، جهل به معنای بی‌فضیلتی، منشأ غضب و خشونت در جهان معاصر است. انسان معاصر و مدرن از دانش و آگاهی و اندیشه‌های مطابق با واقع فراوانی برخوردار است؛ لکن خشونت و افراطی‌گری وی نه تنها کمتر از انسان سنتی نشده که بیشتر هم شده است. این مطلب نشان می‌دهد که مشکل در جهالت معرفت‌شناسانه و نبود معرفت‌های مطابق با واقع نیست.

وی در ادامه با بیان اینکه چه کمبودی در انسان معاصر و مدرن هست که غضبش چیره شده و خشونت‌گرایی و افراط‌ گری حداکثری پیدا می‌کند؟ بیان کرد: جواب این است که عقل به معنای فضیلت و حکمت در انسان معاصر، آسیب‌دیده است. جهالت اخلاقی و اعتقادی یعنی نبود فضیلت و حکمت، باعث تقویت غضب و پیدایش جهالت سیاسی و خشونت و افراطی‌گری گردیده است.

خسروپناه در ادامه سخنان خود با اشاره به آیات قرآن در باب معنی جاهل، گفت: قرآن حکیم در آیه ۱۵۴ سوره «آل عمران» از ظن و گمان جاهلی نسبت به خداوند متعال و در سوره «احزاب» آیه ۳۳ از تبرج و خودآرایی جاهلی و در سوره «فتح» آیه ۲۶ از حمیت و تعصب جاهلی سخن گفته است. جاهلیت در همه این آیات به معنای بی‌فضیلتی و فقدان حکمت است. گمان غیرحکیمانه و تعصب غیرحکیمانه و خودآرایی غیرحکیمانه که باعث انحراف در جامعه می‌شود؛ همه این انواع جهالت‌ها از نظر قران، مذموم است. جهالت به معنای نفی فضیلت و حکمت را باید در جوامع بشری کاهش داد تا عقلانیت حکیمانه رونق یابد و با رواج عقلانیت حکیمانه، غضب آدمیان کنترل گردد و از خشونت و افراطی‌گری جلوگیری شود.

وی ادامه داد: برای مقابله با جهالت،باید در برابر عوامل معرفتی خشونت مقابله شود و نگرش معرفتی نسبت به پاره‌ای از مقولات معرفتی اصلاح شود.عواملی مثل بی‌توجهی به مراتب ایمان، به حاشیه راندن عقلانیت، معنویت‌گریزی، تفسیر نادرست از مفهوم جهاد، فهم نادرست از مفهوم تکفیر، کاربرد عقلانیت مدرن در نظامات اجتماعی می‌توانند در جلوگیری از جهالت مؤثر باشد.

خسروپناه افزود:دومین عامل خشونت دینی در جهان اسلام، بی‌اعتنایی به عقلانیت است. دین منهای عقلانیت، افراط‌ گرایی را تحقق می‌بخشد. جریان تکفیری در قرن هفتم هجری در جهان اسلام که در این زمان نیز به شکل دیگری، ظاهر شده است؛ به همین علت، مسلمانانِ متوسل به اولیای الهی را کافر می‌شمردند و با تفسیر ظاهری از آیات قرآن، انسان‌های بی‌گناه اعم از شیعه و سنی را قتل عام می‌کنند. معنویت‌گریزی یا معنویت ستیزی نیز سومین عاملِ خشونت به نام دین در جهان اسلام است. البته می‌توان دوری از معنویت و گرفتاری در دامن خشونت را نیز معلول عقل‌گریزی دانست و به همین دلیل، جریان تکفیری با بخش عظیمی از مسلمانان یعنی تصوف و عرفان، مخالفت می‌ورزند و در کشورهایی مثل پاکستان با عملیات انتحاری، صوفیان را به خاک و خون می‌کشند. امام خمینی(ره) بر این باور بود که بین اسلام و معنویت، پیوند وثیقی برقرار است و می‌فرماید: «مکتب اسلام، یک مکتب مادی نیست؛ یک مکتب مادی ـ معنوی است و اسلام، مادیت را در پناه معنویت، قبول دارد».

رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران همچنین گفت: عامل چهارم خشونت دینی در جهان اسلام، تفسیر نادرست از مفهوم جهاد است. حقیقت جهاد در اسلام، نوعی خودسازی و مبارزه با نفس برای دفاع از ارزش‌های الهی و حقوق انسانی و دفع تجاوز از دیگران است؛ نه وسیله‌ای برای قتل عام انسان‌های بی‌گناه. همچنین تفسیر شخصی از مفهوم تکفیر نیز پنجمین عامل خشونت دینی در جهان اسلام است. افراد افراطی، کفر را هر گونه اعتقاد دینی می‌دانند که با اعتقادات خود مخالف باشد. یعنی ملاک کفر و ایمان را اعتقادات شخصی خود می‌دانند و همین باعث رفتار خشونت نسبت به دیگران می‌شود؛ در حالی‌که سیره و سنت نبی گرامی اسلام، رفتار محبت‌آمیز به همه انسان‌ها حتی یهودیانی بود که آزارش می‌دانند.

انتهای پیام



ماخذ

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*
Website