بر اساس آخرین اخبار رسیده، مطلب پیش رو بخش دوم یادداشت سید محمد موسوی استاد دانشگاه با موضوع نقد سکولاریسم است؛ بخش اول این یادداشت پیش از این در خبرگزاری مهر منتشر شده بود.

سکولاریسم و جهان اسلام

ریشه های سکولاریسم در تاریخ اسلام: پس از رحلت پیامبر مکرم اسلام(ص) جریانها و حوادثی در تاریخ اسلام اتفاق افتاد که زمینه ساز پذیرش نغمه جدایی دین از سیاست گشت. اندکی پس از رحلت پیامبر(ص)، با انحراف مسیر خلافت و حکومت از جایگاه اصلی خود، بذر اصلی جدایی دین از سیاست کاشته شد. به عبارت دیگر انحراف و انحطاط مسلمین از آنجا شروع شد که بین قرآن و عترت(ع) جدایی انداختند و دستگاه خلافت به مثابه پوسته ای بدون مغز گشت. گرچه حکومت نام پیامبر(ص) و خدا را یدک می کشید، اما به لحاظ محتوا و لب اثری از آئین خدا و سنت پیامبر(ص) در آن نبود. به تدریج هر چه جلوتر می رویم زوایه انحراف از اسلام اصیل شدیدتر می شود، تا آنجا که در دوره اموری علوم و معارف دینی با بی مهری مواجه گشت و با آن مبارزه شد. شعر و عادات و آداب جاهلی به عنوان فرهنگ جایگزین مورد تشویق و ترویج قرار گرفت. سیاست عملا از دیانت جدا شد و کسانی که حامل مواریث و ارزشهای اسلامی بودند، از سیاست دور ماندند و کسانی که رهبری و زعامت جامعه اسلام را عهده دار شدند که از روح معنویت اسلام بیگانه بودند و تنها به تشریفات ظاهری بسنده می کردند.

براساس این انحراف و انحطاط تاریخی است که استاد شهید مطهری معتقد بودند بزرگترین ضربه وقتی بر پیکر اسلام وارد شد که سیاست از دیانت منفک گشت. بنا به گفته استاد نسبت دیانت و سیاست با یکدیگر نسبت روح و بدن است. روح و بدن و مغز و پوست باید به یکدیگر بپیوندند و فلسفه وجودی پوست حفاظت از مغز است و پوست از مغز نیرو می گیرد و برای حفظ آن است.

اهتمام اسلام به امر سیاست و حکومت و جهاد و جعل قوانین برای حفظ مواریث معنوی، یعنی توحید و معارف روحی و اخلاقی و عدالت اجتماعی و مساوات و عواطف انسانی است. ائمه(ع) در طول حیات خود، مواریث معنوی اسلام را حفظ کردند و با برخورد خود حساب دستگاه خلافت را از اسلام جدا کردند.

ب) سکولاریسم و جهان اسلام در عصر جدید: فرهنگ جدید غرب، پس از شکل گیری و همراه با سیطره اقتصادی و زرق و برق تمدنش، مشرق زمین را مورد هجوم خود قرار داد. مجاری نفوذ و گسترش سکولاریسم در جهان اسلام از طرق متعدد بود: نخستین برخورد غرب با جهان اسلام درگیری نظامی بود و اشغال نظامی مصر از سوی ناپلئون در سال ۱۷۹۸، جنگهای ایران و روس نقطه آغاز این امر بود که به دنبال آن نفوذ غرب در سراسر جهان اسلام گسترش یافت. به تدریج گروهی برخوردار از فرهنگ و اخلاق مهاجمان و جریانی همسو و مروج فرهنگ آن سامان بنام غرب زدگی شکل گرفت. در این هماوردی، غرب زدگان برتری و سیادت غرب را پذیرفتند و تسهیل کننده نفوذ آنان بر جامعه شدند. علاوه بر آن فرهنگ غرب برای ورود به ایران از راه های دیگری نیز بهره جست: میسیونرهای مذهبی یکی از مجاری ورود فرهنگ غرب به شمار می رفتند، آنان از طریق تبلیغ مسیحیت، ایجاد مراکز خیریه و مراکز تعلیم و تربیت، نقش مهمی در اشاعه اندیشه سکولار و همراه کردن سیطره غرب ایفا کردند.

مطبوعات، ترجمه کتابهای غربی و گسترش رسانه های جمعی از دیگر عوامل رواج سکولاریسم در جهان اسلام بودند. در جهان اسلام عمده ترین سردبیران و روزنامه نگاران مطبوعات از عوامل نفوذی غرب بودند.

مستشرقین از دیگر مجاری رواج فرهنگ در جهان اسلام بودند، آنان با مطالعه فرهنگ جوامع و از طریق باستان شناسی و انتقال آثار و کتب علمی و خطی ضربات مهلکی را به جوامع اسلامی زدند. آنان ضمن شناسایی نقاط قوت و ضعف جوامع اسلامی راه های سیطره بر این جوامع را به استعمارگران یادآور شدند.

ادیان ساختگی، اقلیتهای مذهبی و تشکلهای نظیر احزاب، انجمن ها و از جمله فراماسونرها از دیگر مجاری و عوامل نفوذ فرهنگ غرب به شمار می روند. در کشورهای عربی، اقلیتهای مسیحی پیشگامان پذیرش و تبلیغ سکولاریسم به شمار می روند.

علاوه بر آنچه ذکر کردیم، ضعف ساختارهای نظام های سیاسی حاکم بر جهان اسلام زمینه ساز حاکمیت غرب به شمار می رود. پدید آمدن دورانی از رکود، غفلت، بی خبری، استبداد خشن حکام و سلاطین، جمود فکری، رواج اخلاق انزواگرایانه، رواج خرافات و بدعتها و تهی شدن مفاهیم دینی چون صبر، زهد، انتظار و توکل از معانی اصلی خود از جمله زمینه های داخلی این امر به شمار می روند. مجموعه این عوامل داخلی و خارجی منجر به دوگانگی فرهنگی و غرب زدگی در جامعه ما شد.

در مواجهه با موج تقلید و تشبه به غرب و غرب زدگی نهضت احیای اسلامی و تفکر دینی شکل گرفت. بانیان آن حرکت تنها راه حل مشکلات جامعه را در بازگشت به اسلام جستجو می کردند. در ایران، انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) حرکتی در برای احیای ارزشهای دین بود. انقلابی که از دین مایه می گرفت و نمایشگر اندیشه ای جدید در جهان مادی معاصر بود. این جریان بین دو رویه تمدن غرب؛ یعنی جنبه کارشناسی ـ علمی و جنبه استعماری آن تفکیک قائل می شد و در صدد احیای تمدن اسلامی بود و در این رهگذر، تنها از رویه کارشناسی علمی غرب و به دور از سلطه فرهنگ آن استفاده می کرد.

ج) روند سکولاریسم در ایران: در رهگذر تاریخی، سکولاریسم در ایران سه مرحله را طی کرده است. در این سه مقطع، سکولاریسم خط مشی ها و روشهای ثابتی را در برای معارضه با دین اسلام و حاکمیت بخشی به فرهنگ غرب، طراحی کرد و در برای دست یابی بدانها تاکتیکهای متنوعی را به اجرا گذاشت که در مواجهه با اشاعه آنها، در هر برهه اندیشمندانی ظهور یافتند و به همراهی مسلمانان این سرزمین به صیانت از دین پرداختند. این سه مرحله عبارتند از:

۱- مرحله تکوین و شکل گیری سکولاریسم: همان گونه که اشاره کردیم، شکل گیری سکولاریسم در ایران به اوان عصر قاجاریه باز می گردد. شکست ایران از روسیه، در خلال دو جنگ، موجب خودباختگی برخی مجریان و افراد جامعه شد و به تدریج منتهی به شکل گیری غرب زدگی در ایران شد. بررسی فراز و نشیب سکولاریسم از آغاز تا پایان حاکی از آن است که در هر مقطع جلوه ای و بخشی از فرهنگ غرب در جامعه ما خودنمایی کرده است. شعار ستیز با دین، آزادی گرایی، الحاد و ماده گرایی، انسان مداری، ملی گرایی، اشاعه اندیشه های التقاطی، مطالعه اسلام از دریچه علوم تجربی و به اصطلاح علم زدگی، پروتستانیسم اسلامی و فن گرایی از جمله این جلوه گری هاست.

هر یک از این امور، برای مدتی فرهنگ و اندیشه و مبانی متداول در جامعه را تحت تأثیر قرار دادند، اما تدریجا رنگ باختند و اسلام به عنوان آئینی زنده و جاوید در مواجهه با این حملات مقاومت کرد: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ»(ابراهیم/۲۴)

از سوی دیگر ملاحظه این فراز و فرود نشان می دهد که غرب زدگی در عصر شکل گیری سکولاریسم، مفاهیم و آموزه های فکری غرب را آشکارا و به صراحت طرح می کردند اما به تدریج دریافتند که لازمه توفیق آنها در جامعه دینی عرضه مفاهیم در قالبی اسلامی است. غرب زدگان در روند شکل گیری سکولاریسم، با هدف ستیز با دین بر ترویج اباحیت و بی بند و باری تأکید می کردند. آنان لازمه توسعه و پیشرفت را تمسک به عقل و تعبد به علوم تجربی دانستند و با آنچه ریشه در دین و ماوراء طبیعت داشت برخورد می کردند.

۲ـ عصر حاکمیت سکولاریسم در ایران: نهضت مشروطیت حرکتی از جانب مسلمانان و با رهبری عالمان دینی و در برای مقابله با استبداد و اجرای احکام شریعت بود. مشروطه را می بایست کانون تلاقی سه جریان استبداد، اندیشه اسلامی و سکولار دانست که منتهی به حاکمیت غرب زدگان بر جامعه گشت و در نهایت با کودتای رضاخان و کمک انگلیسی ها منجر به حاکمیت کامل سکولاریسم در ایران گشت. در این راستا، بانیان سکولاریسم در برای حاکمیت از سویی به مبارزه با اسلام پرداختند و از سوی دیگر تلاش کردند که با احیای تاریخ قبل از اسلام، اخذ ظواهر فرهنگ غرب و شاه محوری ایدئولوژی جدیدی را بنیان نهند. شاخص های مهم سکولاریسم در این برهه عبارتند از:

الف) ستیز با اسلام و تجددگرایی: از طریق ایجاد تشکیک در مبانی دینی، حمایت از جریانات انحرافی مبارزه با نفوذ رهبران دینی، تلاش در برای گسترش فساد، فحشا، تبلیغ و اشاعه فرهنگ غرب در جامعه.

ب) حاکمیت نظام آموزشی بر مبنای سکولاریسم و برآمده از غرب

ج) تدوین و اجرای نظام قضایی نوین بر مبنای حقوق بشر غربی

د) ایجاد فرهنگستان و تغییر در برای تغییر الفبا

ه) کشف حجاب و متحدالشکل کردن پوشاک

۳-افول سکولاریسم در ایران: انقلاب اسلامی را بایستی نقطه آغاز افول سکولاریسم برشمرد. چرا که انقلاب اسلامی بر پایه دین و به رهبری فقیهی اسلام شناس و با مشارکت مردم مسلمان تحقق یافت. انقلاب اسلامی معلول برخورد تفکر اسلامی و سکولاریسم بود که نتیجه آن غلبه تفکر دینی و عقب نشینی و انفعال سکولاریسم بود. پس از انقلاب اسلامی تا مدتی قلم به دستان سکولار انزوا برگزیدند، اما با پایان یافتن جنگ و فضای آزادی که فراهم آمد مجددا به میدان آمدند و از طریق مطبوعات، مصاحبه و نشر کتب در برای مارضه با دین و حکومت برآمدند.



منبع

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*
Website